ترجمه "two" به فارسی
دو, ۲, do بهترین ترجمه های "two" به فارسی هستند.
two
noun
adjective
numeral
دستور زبان
(cardinal) A numerical value equal to 2; the second number in the set of natural numbers (especially in number theory); the cardinality of the set {0, 1}; one plus one. Ordinal: second. This many dots (••) [..]
-
دو
noun Cardinal numberdigit or figure [..]
These two cities have the same traffic rules.
این دو شهر قوانین رفت و آمد یکسان دارند.
-
۲
numeralone plus one
Yona Wallach had been a postmodernist two decades before the term "Postmodernism" was even conceived.
یونا وُلاخ "پست مدرنیت" بوده بود ۲ دهه قبل از اینکه عبارت "پست مدرنیسم" اختراع شد.
-
do
-
ترجمه های کمتر
- شماره دو
- دوتا
- جفت
- زوج
- (تاس بازی) دو
- (ورق بازی) دولو
- خال دو
- دو (2)
- دو تا
- دو عدد
- شماره ی دو
- عدد دو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " two " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "two"
عباراتی شبیه به "two" با ترجمه به فارسی
-
(بیس بال) ضربه ای که چوگان زن را به خانه یا base دوم می رساند (خودمانی : two-bagger هم می گویند)
-
(امریکا - عامیانه)کوچک · (برحسب متر یا فوت و غیره) دو در چهار · تخته ی دو در چهار (به ضخامت دو اینچ و پهنای چهار اینچ) · خفه · کم جا · کم گنجایش
-
سی و دو
-
(امریکا - عامیانه) 52 سنت · یک چهارم دلار
-
دوبالان · دوبالیان · مگسها · مگسهاي حقيقي · مگسهاي دوبال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن