ترجمه "two weeks" به فارسی
دوهفته, چهارده روز بهترین ترجمه های "two weeks" به فارسی هستند.
two weeks
noun
A period of two weeks. [..]
-
دوهفته
nounBecause wasn't that what was really lying somewhere up ahead, now maybe less than two weeks ahead?
آیا عاقبت او در غرب، دیوانگی نبود؟ تنها دوهفته به رسیدن او به آن مرحله وقت مانده بود.
-
چهارده روز
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " two weeks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن