ترجمه "tzar" به فارسی
تزار, امپراتور روسیه, رجوع شود به czar بهترین ترجمه های "tzar" به فارسی هستند.
tzar
noun
دستور زبان
Alternative spelling of tsar. [..]
-
تزار
nounthe boot of Tzar Peter, thirty. Long live that Tzar who was great, and long live his boot, which was still greater!
و خیک پطر کبیر سی لیتر. زنده باد این تزار کبیر که بسیار بزرگ بود و زنده باد خیکش که از خودش هم بزرگتر بود!
-
امپراتور روسیه
noun -
رجوع شود به czar
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tzar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن