ترجمه "udder" به فارسی

پستان, (جانور شیرده) پستان بهترین ترجمه های "udder" به فارسی هستند.

udder noun دستور زبان

Part of domestic milk-giving animal that expresses milk, especially cow. Also goat, sheep, yak. See mammary gland. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستان

    noun

    organ formed of the mammary glands of female quadruped mammals

    Since then its udder had with ered to the size of a child's fist

    از آن روز باز، پستان گاو پژمرده گشت و به اندازهٔ مشت یک بچه شد

  • (جانور شیرده) پستان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " udder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "udder"

عباراتی شبیه به "udder" با ترجمه به فارسی

  • غدد پستانی · پستانها
  • بهداشت پستان
  • آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها · زدايندههاي شير · شویندههای پستان · عفونتزداها · گندزداها
اضافه کردن

ترجمه های "udder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه