ترجمه "ulcerate" به فارسی
ریش شدن, زخم دار کردن, زخم شدن بهترین ترجمه های "ulcerate" به فارسی هستند.
ulcerate
adjective
verb
دستور زبان
(palynology, of a pollen grain) Having an ulcus, a rounded pore-like aperture, at one or both poles. [..]
-
ریش شدن
verb -
زخم دار کردن
-
زخم شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- زخم شدن یا کردن
- قرحه دار کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ulcerate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ulcerate" با ترجمه به فارسی
-
زخمی · قرحه ای · قرحی · موجب تولیدزخم
-
ریش · ریشی · زخم · زخم یا قرحه
-
اولسر معده · زخم معده · زخم گواره
-
کولیت خونریزیدهنده
-
زخم بستر
-
(مجازی) عامل فساد · اولسر · تباهگر · تباهی · جراحت · جریحه · ریش · ریشی · زخم · زخم (به ویژه در غشای مخاطی) قرحه · گزند
-
زخم معده
-
هدعم مخز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن