ترجمه "ultimatum" به فارسی
اولتیماتوم, اتمام حجت, التیماتوم بهترین ترجمه های "ultimatum" به فارسی هستند.
ultimatum
noun
دستور زبان
a final statement of terms or conditions made by one party to another, especially one that expresses a threat of reprisal or war [..]
-
اولتیماتوم
a final statement of terms or conditions made by one party to another
And how did that translate into a direct ultimatum?
ولی درخواستی مطرح نکنه و چه جوری این حرف تفسیر شد به اولتیماتوم ؟
-
اتمام حجت
nounWell, you don't really respond well to ultimatums.
خب تو واقعا خوب به اتمام حجت ها پاسخ نمیدی
-
التیماتوم
demand backed up by a threat
-
ترجمه های کمتر
- زنهاره
- فرجام گواه
- واپسین هشدار
- پایان گفت
- گواه فرجامین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ultimatum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن