ترجمه "unaccompanied" به فارسی

تنها, تک, فقط بهترین ترجمه های "unaccompanied" به فارسی هستند.

unaccompanied adjective adverb دستور زبان

travelling without companions [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنها

    adverb

    Nobody rides unaccompanied, no matter who they are!

    هیچکس تنها نمیره رانندگی ، مهم نیست کی باشه

  • تک

    adjective noun
  • فقط

    adverb
  • ترجمه های کمتر

    • صرفا
    • (موسیقی) بدون همراهی
    • بدون همراه
    • بی موسیقی (مانند برخی آوازها)
    • بی همراه
    • تک و تنها
    • فاقد ملازم یا مشایع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unaccompanied " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unaccompanied" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه