ترجمه "unanswerable" به فارسی

دندان شکن, بیجواب, قاطع بهترین ترجمه های "unanswerable" به فارسی هستند.

unanswerable adjective noun دستور زبان

Not answerable; impossible to answer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دندان شکن

    adjective
  • بیجواب

    Once again this argument was unanswerable.

    بار دیگر این بگومگو بیجواب ماند.

  • قاطع

  • ترجمه های کمتر

    • تکذیب ناپذیر
    • جواب ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unanswerable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unanswerable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه