ترجمه "unassuming" به فارسی
فروتن, نامغرور, افتاده بهترین ترجمه های "unassuming" به فارسی هستند.
unassuming
adjective
دستور زبان
modest and having no pretensions or ostentation [..]
-
فروتن
my father would tell me stories about very unassuming heroes
پدر من داستان قهرمانهای فروتن
-
نامغرور
-
افتاده
that hidden power can be found in the most unassuming places,
را منتقل کنم که میتوان در اکثر مکانهای پیشپا افتاده یافت.
-
ترجمه های کمتر
- بی ادعا
- بی تکلف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unassuming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن