ترجمه "unceasing" به فارسی

مدام, پیوسته, لاینقطع بهترین ترجمه های "unceasing" به فارسی هستند.

unceasing adjective دستور زبان

continuous; continuing indefinitely without stopping [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدام

    adjective

    In this unceasing recurrence of doubts and inquiries, on any one article of which her mind was incapable of more than momentary repose

    این تردیدها و سؤالها مدام در ذهن کاترین در رفت و آمد بودند، اما او نمیتوانست روی هیچکدام آنها مکث یا تمرکز کند.

  • پیوسته

    but later, she had had unceasing pains in her forehead;

    ولی از آن روز به بعد پیشانیش پیوسته تیر میکشید:

  • لاینقطع

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • همیشگی
    • دائمی
    • ابدی
    • لاینقطع ع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unceasing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unceasing
+ اضافه کردن

"Unceasing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unceasing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "unceasing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه