ترجمه "unchurched" به فارسی

(به ویژه کشیش) بی کلیسا, ناوابسته به کلیسا, کلیسا نرو بهترین ترجمه های "unchurched" به فارسی هستند.

unchurched adjective دستور زبان

Who does not generally attend church. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه کشیش) بی کلیسا

  • ناوابسته به کلیسا

  • کلیسا نرو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unchurched " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unchurched" با ترجمه به فارسی

  • از عضویت کلیسا محروم کردن · تکفیر کردن · طرد کردن · کلیسا و اعضای آن را از حقوق مذهبی خود محروم کردن
اضافه کردن

ترجمه های "unchurched" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه