ترجمه "uncommitted" به فارسی

دردسترس, ناپایبند, (جنایت و غیره) انجام نشده بهترین ترجمه های "uncommitted" به فارسی هستند.

uncommitted adjective دستور زبان

Not inclined toward either side in a matter under dispute. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دردسترس

    adjective
  • ناپایبند

  • (جنایت و غیره) انجام نشده

  • ترجمه های کمتر

    • به بیمارستان روانی تحویل داده نشده
    • به زندان تحویل داده نشده
    • بی طرف
    • تعهد نشده
    • سو نگرفته
    • غیر بستری دربیمارستان روانی
    • غیر زندانی
    • غیر متعهد
    • مرتکب نشده
    • وقوع نیافته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uncommitted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Uncommitted
+ اضافه کردن

"Uncommitted" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Uncommitted در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "uncommitted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه