ترجمه "unconscious" به فارسی
غش کرده, بیهوش, ناخودآگاه بهترین ترجمه های "unconscious" به فارسی هستند.
(sports) engaged in skilled performance without conscious control. [..]
-
غش کرده
adjectiveI just found a kid beaten unconscious in a Dumpster.
من الان يه پسربچه ي بيهوش غش کرده رو توي يه زباله دوني پيدا کردم.
-
بیهوش
adjectiveSometimes machines can make an unconscious person breathe for years.
برخی از ماشین ها برای سالها می توانند برای فرد بیهوش نفس مهیا کنند.
-
ناخودآگاه
She guessed that behind the conscious evil there was an unconscious blackness.
او تصاو، نوعی ور میکرد که در وراء شیطان صفتی هشیارانه سیاهی ناخودآگاه وجود داشت.
-
ترجمه های کمتر
- ناآگاه
- ناآگاهانه
- ندانسته
- بیهش
- نابهشیار
- نابهشیارانه
- ناخودآگاهانه
- کرخت
- کرخ
- بی اطلاع
- بی خبر
- غیر عمدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unconscious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Unconscious" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unconscious در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "unconscious" با ترجمه به فارسی
-
ذهن ناهشیار
-
بی خبری · بیهوشی · ناهشیاری
-
(روان شناسی) ناخودآگاه همگانی · ناهشیار جمعی
-
ذهن ناهشیار
-
بی خبری · بیهوشی · ناهشیاری