ترجمه "uncouple" به فارسی

(سگ های سورتمه و غیره را که دو تا دو تا به هم بسته شده اند) باز کردن, (هر چیز جفت شده را) جدا کردن, از هم باز شدن بهترین ترجمه های "uncouple" به فارسی هستند.

uncouple verb دستور زبان

(transitive) To disconnect or detach one thing from another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (سگ های سورتمه و غیره را که دو تا دو تا به هم بسته شده اند) باز کردن

  • (هر چیز جفت شده را) جدا کردن

  • از هم باز شدن

  • ترجمه های کمتر

    • از هم جدا شدن
    • تاق کردن
    • تک شدن
    • جدا کردن
    • رها کردن
    • شل شدن
    • ناجفت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uncouple " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "uncouple" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه