ترجمه "unctuous" به فارسی

روغنی, ریاکارانه, ناصادقانه بهترین ترجمه های "unctuous" به فارسی هستند.

unctuous adjective دستور زبان

(of a liquid or fatty substance) Oily or greasy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روغنی

    the upper an unctuous mass wholly free from bones;

    بالایی توده روغنی به کلی بری از استخوان است.

  • ریاکارانه

  • ناصادقانه

  • ترجمه های کمتر

    • لیز
    • (خاک) نرم و بارور
    • (مانند روغن یا مرهم) چرب
    • (موعظه و غیره) متظاهرانه
    • شکل پذیر
    • قابل قالب گیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unctuous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unctuous
+ اضافه کردن

"Unctuous" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unctuous در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "unctuous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه