ترجمه "undercover" به فارسی
مخفی, پنهانی, نفوذی بهترین ترجمه های "undercover" به فارسی هستند.
undercover
adjective
noun
دستور زبان
Performed or happening in secret. [..]
-
مخفی
adjectiveBefore we go undercover, we follow the rules.
قبل از این که کار مخفی را شروع کنیم، تمام قوانین را رعایت میکنیم.
-
پنهانی
Mary and her friends were filming for months, undercover,
مری و دوستانش بصورت پنهانی ماه ها
-
نفوذی
We may find a use for you one day in some undercover job.
شاید یک روز توانستم در یک عملیات نفوذی ازتان استفاده کنم.
-
ترجمه های کمتر
- سری
- نهانی
- زیر جلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " undercover " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "undercover" با ترجمه به فارسی
-
جاسوس
-
لباس شخصی
-
جاسوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن