ترجمه "underground" به فارسی

مترو, در خفا, زيرزمين بهترین ترجمه های "underground" به فارسی هستند.

underground adjective verb noun adverb دستور زبان

Below the ground. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مترو

    noun

    I caught the last underground train back to the other side of London.

    آخرین قطار مترو را به مقصد آن سوی لندن سوارشدم.

  • در خفا

    Jos' Arcadio Segundo and other union leaders who had remained underground

    خوزه آرکادیو سگوندو و دیگر رهبران اتحادیهی کارگران که تاکنون در خفا به سر برده بدند و زیرزمیین فعالیت میکردند،

  • زيرزمين

    Located below the ground level.

    The rabbit goes underground, and the dog can't find it.

    خرگوشه ميره زيرزمين ، و سگه نميتونه پيداش کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • مخفی
    • مخفیانه
    • سری
    • نهانکار
    • پنهانکار
    • پنهانکارانه
    • زیرجلی
    • تندرو
    • نهان
    • پنهانی
    • (انگلیسی) مترو
    • (روزنامه و غیره) افراطی
    • در زیر زمین
    • راه آهن زیر زمینی
    • راه زیر زمینی
    • زیر راه
    • زیر زمینی
    • سازمان تروریستی
    • سازمان مخفی
    • سنت شکن
    • غیر سنتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " underground " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Underground proper

(UK) The London Underground. [..]

+ اضافه کردن

"Underground" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Underground در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "underground"

عباراتی شبیه به "underground" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "underground" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه