ترجمه "undershot" به فارسی
(چرخ آسیاب و غیره) چرخنده (در اثر فشار آب که از زیر رد می شود) رجوع شود به تصویر: water wheel, بیرون زده, جلو آمده بهترین ترجمه های "undershot" به فارسی هستند.
undershot
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of undershoot. [..]
-
(چرخ آسیاب و غیره) چرخنده (در اثر فشار آب که از زیر رد می شود) رجوع شود به تصویر: water wheel
-
بیرون زده
-
جلو آمده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " undershot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "undershot"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن