ترجمه "understood" به فارسی
تلویحا اظهار شده, توافق شده, درک شده بهترین ترجمه های "understood" به فارسی هستند.
understood
adjective
interjection
verb
دستور زبان
Of things which have been comprehended. [..]
-
تلویحا اظهار شده
-
توافق شده
It was an understood thing between them that they should not go away anywhere;
بینشان توافق شده بود که به جایی نروند.
-
درک شده
Inexplicable versus understood. You know, too often we want to understand everything.
غیر قابل شرح در مقابل درک شده. می دانید , اغلب اوقات ما می خواهیم همه چیز را بفهمیم.
-
ترجمه های کمتر
- زمان گذشته و اسم مفعول : understand
- فهمیده
- قبول شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " understood " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "understood" با ترجمه به فارسی
-
به او گفته شده بود
-
مسلم فرض شده بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن