ترجمه "undertone" به فارسی
ته رنگ, لحن, فحوا بهترین ترجمه های "undertone" به فارسی هستند.
undertone
verb
noun
دستور زبان
an auditory tone of low pitch or volume [..]
-
ته رنگ
nounHer face looked better the green undertone had vanished from her translucent skin.
۲ حالش بهتر به نظر میرسید ته رنگ سبز از پوست شفافش ناپدید شده.
-
لحن
The undertone of his words repelled her
لحن حرف زدن تامی او را دورتر میکرد.
-
فحوا
-
ترجمه های کمتر
- هاله
- (بازرگانی) گرایش بنیادی بازار یا قیمت ها
- (مجازی) سایه
- ته صدا
- رنگ کم
- زیر موج
- زیر چم
- فرو نواخت (در برابر: فراز نواخت overtone)
- معنی زیرین یاثانوی
- موجود در زمینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " undertone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن