ترجمه "underwater" به فارسی
زیرآب, زیرآبی, (وابسته به یا انجام شده در زیر دریا) زیردریایی بهترین ترجمه های "underwater" به فارسی هستند.
underwater
verb
noun
adverb
adjective
دستور زبان
(not comparable) beneath the surface of the water, or of or pertaining to the region beneath the water surface [..]
-
زیرآب
lending a subtle, magical sparkle to the underwater.
به فضای زیرآب درخششی جادویی و نامحسوس میبخشد.
-
زیرآبی
And who knows, maybe there will be underwater cities,
وکسی چه میدونه شاید شهرهای زیرآبی ساخته بشن
-
(وابسته به یا انجام شده در زیر دریا) زیردریایی
-
ترجمه های کمتر
- زیر اب
- واقع در بخشی از کشتی (یا قایق و غیره) که زیر آب است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " underwater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "underwater"
عباراتی شبیه به "underwater" با ترجمه به فارسی
-
باستانشناسی زیر آب
-
غواصی
-
عکاسی زیر آب
-
ربات زیرآبی
-
سامانه هاي خودگردان زير آبي
-
راگبی زیرآب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن