ترجمه "underwriter" به فارسی

بیمه گر, متعهد, ضامت، پذرفتار، وکیل بهترین ترجمه های "underwriter" به فارسی هستند.

underwriter noun دستور زبان

An entity assuming a financial risk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمه گر

    noun
  • متعهد

    noun
  • ضامت، پذرفتار، وکیل

  • ترجمه های کمتر

    • محاسب
    • (شرکت بیمه) برآوردگر
    • سرمایه گذار
    • نماینده ی شرکت بیمه
    • پذیره نویس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " underwriter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "underwriter" با ترجمه به فارسی

  • بیمه گر · متعهد
  • (خرید سهام و غیره را در آینده) تعهد کردن · (سهام و اوراق بهادار) پذیره نویسی کردن · (قدیمی) زیر چیزی نوشتن · امضاکردن · بیمه کردن · تضمین کردن · زیر نویس کردن · زیر نویسی کردن · ضامن شدن · متقبل شدن · هزینه ی چیزی را تامین کردن
  • بيمهكردن · بیمه · متعهد خرید اوراق بهادار
اضافه کردن

ترجمه های "underwriter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه