ترجمه "undone" به فارسی

اسم مفعول : undo, انجام نشده, به پایان نرسیده بهترین ترجمه های "undone" به فارسی هستند.

undone adjective verb دستور زبان

Past participle of undo [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسم مفعول : undo

  • انجام نشده

    Things are now in motion that cannot be undone.

    چيزهايي وجود دارند که براي. آنها حرکتي انجام نشده است

  • به پایان نرسیده

  • ترجمه های کمتر

    • تباه
    • در عذاب روحی
    • دستخوش اضطراب
    • فنا شده
    • نابود
    • نکرده
    • نیست
    • نیم پز
    • نیمه خام
    • نیمه پخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " undone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Undone
+ اضافه کردن

"Undone" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Undone در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "undone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه