ترجمه "unfamiliar" به فارسی

ناآشنا, ناشناخته, غریبه بهترین ترجمه های "unfamiliar" به فارسی هستند.

unfamiliar adjective noun دستور زبان

Strange, not familiar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناآشنا

    When the second course arrived they noticed a number of unfamiliar desserts too.

    هنگامی که دومین سری خوراکیها روی میز پدیدار شد چند نوع دسر ناآشنا در میان دسرها خودنمایی میکردند.

  • ناشناخته

    to help people appreciate what is unfamiliar, but also

    یعنی به مردم کمک می کنیم که چیز هایی که برای آن ها ناشناخته است قدر بدانند ،

  • غریبه

    noun

    Nothing but unfamiliar human.

    چیزی به جز یک انسان غریبه آنجا نبود.

  • نابلد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unfamiliar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unfamiliar" با ترجمه به فارسی

  • عجیب · نااشنا · نااشنایی · ناشناخته
اضافه کردن

ترجمه های "unfamiliar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه