ترجمه "ungodly" به فارسی
خدانشناس, نامعقول, بدجنسانه بهترین ترجمه های "ungodly" به فارسی هستند.
ungodly
adjective
دستور زبان
lacking reverence for God; impious [..]
-
خدانشناس
And we all have to live in an ungodly world.
از این گذشته، همهٔ ما در دنیایی خدانشناس زندگی میکنیم.
-
نامعقول
Ma and Pa Spleen would hit the roof if we phoned Billy at such an ungodly hour.
اگر توی این ساعت نامعقول به بیلی زنگ بزنیم، مادربزرگ و پدربزرگ اسپلین چنان از جا میپرند که سرشان به سقف میخورد.
-
بدجنسانه
-
ترجمه های کمتر
- ناپارسا
- گناهکارانه
- گنهکار
- خبیث
- (عامیانه) بسیار (بد)
- (قدیمی) خبیثانه
- بد جنس
- بی ایمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ungodly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ungodly" با ترجمه به فارسی
-
بی دینی · خداشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن