ترجمه "unimportant" به فارسی
جزئی, بی اهمیت, غیر مهم بهترین ترجمه های "unimportant" به فارسی هستند.
unimportant
adjective
دستور زبان
petty; not important or noteworthy [..]
-
جزئی
-
بی اهمیت
I was suddenly very calm, and my qualms all seemed unimportant.
من یک دفعه خیالم راحت شد و تمام نگرانیهایم بی اهمیت به نظر میرسید.
-
غیر مهم
Because Jeff does unimportant work.
چون جف کارهای غیر مهم انجام میده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unimportant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unimportant" با ترجمه به فارسی
-
فرومایگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن