ترجمه "unoccupied" به فارسی
خالی, اشغال نشده, دارای وقت آزاد بهترین ترجمه های "unoccupied" به فارسی هستند.
unoccupied
adjective
دستور زبان
(of a house etc) Not inhabited, especially by a tenant [..]
-
خالی
adjective nounI hadn't the heart to go inside and see how long it had been unoccupied.
و من دل و جرات تو رفتن و دیدن اینکه خانه چقدر خالی بوده را نداشتم.
-
اشغال نشده
This is still unoccupied France.
اينجا هنوز متعلق به فرانسه ي اشغال نشده است
-
دارای وقت آزاد
-
ترجمه های کمتر
- در فراغت
- غیر مشغول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unoccupied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن