ترجمه "unperturbed" به فارسی

آرام, آرام شده, آرام کرده بهترین ترجمه های "unperturbed" به فارسی هستند.

unperturbed adjective دستور زبان

Not perturbed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective

    without any scene from which she did not return with the same unperturbed keenness of eye and the same high natural color.

    بی آنکه هنگام بازگشت از جایی اندک تغییری در نگاه آرام چشمان تیزبینش یا چهره گلگونش ببینید.

  • آرام شده

    adjective
  • آرام کرده

    adjective
  • بدون موج

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unperturbed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unperturbed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه