ترجمه "unproductive" به فارسی

بیحاصل, بی نتیجه, غیر مولد بهترین ترجمه های "unproductive" به فارسی هستند.

unproductive adjective دستور زبان

Not productive; useless; fruitless. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیحاصل

    now, only a few fields, almost as wild and unproductive as the heath from

    حالا فقط چند مزرعه که، مثل خود خلنگزار، متروک و بیحاصل بودند و به

  • بی نتیجه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unproductive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unproductive
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیر مولد

عباراتی شبیه به "unproductive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unproductive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه