ترجمه "unrefined" به فارسی
نامهذب, ناهنجار, خام بهترین ترجمه های "unrefined" به فارسی هستند.
unrefined
adjective
دستور زبان
crude, raw or unprocessed [..]
-
نامهذب
-
ناهنجار
-
خام
adjective -
تصفیه نشده
One night, he was invited to drink unrefined cacao with a pinch ofchili.
یه شب اون به جایی دعوت شد تا کاکائوی تصفیه نشده با کمی فلفل تند بنوشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unrefined " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن