ترجمه "unrip" به فارسی
دریدن, (نادر) برملا کردن, افشا کردن بهترین ترجمه های "unrip" به فارسی هستند.
unrip
verb
دستور زبان
To open something by ripping/tearing. [..]
-
دریدن
Verb -
(نادر) برملا کردن
-
افشا کردن
-
ترجمه های کمتر
- جر دادن
- پاره پاره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unrip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unrip" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور - به ویژه مرگ) نابهنگام · (میوه و غیره) نرسیده · بی تجربه · خام · خام دست · روچه · سبز · نا تمام · نارس · نگد · پیش از انتظار · کال · کامل نشده
-
(مهجور - به ویژه مرگ) نابهنگام · (میوه و غیره) نرسیده · بی تجربه · خام · خام دست · روچه · سبز · نا تمام · نارس · نگد · پیش از انتظار · کال · کامل نشده
-
(مهجور - به ویژه مرگ) نابهنگام · (میوه و غیره) نرسیده · بی تجربه · خام · خام دست · روچه · سبز · نا تمام · نارس · نگد · پیش از انتظار · کال · کامل نشده
-
(مهجور - به ویژه مرگ) نابهنگام · (میوه و غیره) نرسیده · بی تجربه · خام · خام دست · روچه · سبز · نا تمام · نارس · نگد · پیش از انتظار · کال · کامل نشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن