ترجمه "unscathed" به فارسی
سالم, آسیب ندیده, بی صدمه بهترین ترجمه های "unscathed" به فارسی هستند.
unscathed
adjective
دستور زبان
Not harmed or damaged in any way; untouched. [..]
-
سالم
adjectiveThis Ring has already passed through it unscathed, and even unheated.
حلقه را که قبلا توی این آتش انداختیم و سالم بیرون آمد، حتی گرم هم نشده بود.
-
آسیب ندیده
-
بی صدمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unscathed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن