ترجمه "unskilled" به فارسی

ناشی, ناورزیده, (کارگر و غیره) ساده بهترین ترجمه های "unskilled" به فارسی هستند.

unskilled adjective دستور زبان

Of a person or workforce: not having a skill or technical training. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناشی

    On his order to sign the search warrant the mother, with unskilled hand, traced on the paper in printed shining letters:

    هنگام یکه افسر به مادر فرمان داد که صورت مجلس را امضاء کندوی این کلمات را با خطی ناشی با حروف چاپ رسم کرد.

  • ناورزیده

  • (کارگر و غیره) ساده

  • ترجمه های کمتر

    • بی تجربه
    • بی نیاز به تخصص
    • خام دست
    • غیر ماهر
    • غیر متخصص
    • ناویژه کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unskilled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unskilled
+ اضافه کردن

"Unskilled" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unskilled در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unskilled" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unskilled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه