ترجمه "unstable" به فارسی
ناپایدار, متزلزل, سست بهترین ترجمه های "unstable" به فارسی هستند.
unstable
adjective
verb
دستور زبان
having a strong tendency to change [..]
-
ناپایدار
not stable
It simply means that the category of the human is unstable.
بلکه به سادگی به این معناست که انسانیت یک مفهوم ناپایدار است.
-
متزلزل
I never expected the situation to become so unstable.
هيچ وقت انتظار نداشتم که شرايط اينقدر متزلزل بشه
-
سست
-
ترجمه های کمتر
- ناثابت
- ناپابرجا
- دمدمی
- متلون
- متغیر
- (شیمی) ناپایدار
- بی ثبات
- بی پر داس
- در تغییر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unstable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Unstable
-
بیثبات
They were as unstable as water, and like water would perhaps finally prevail.
آنها چون آب، بیثبات، و شاید هم چون آب، عاقبت پیروز شوند.
عباراتی شبیه به "unstable" با ترجمه به فارسی
-
آنژین ناپایدار
-
ناپایدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن