ترجمه "unstudied" به فارسی
طبیعی, استعدادی, نهادی بهترین ترجمه های "unstudied" به فارسی هستند.
unstudied
adjective
دستور زبان
Free of artifice or cunning; innocent, spontaneous and unaffected [..]
-
طبیعی
adjectivewith looks and gestures that clearly were unstudied.
ولی پیدا بود که نگاه و حرکاتش همه کام لا طبیعی بودند.
-
استعدادی
-
نهادی
-
ترجمه های کمتر
- بی شایبه
- خود به خود
- غیر تصنعی
- فطری (نه آموخته)
- نا آموخته
- ناوارد (به)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unstudied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن