ترجمه "unveiling" به فارسی

آشکار سازی, اغاز کار, مراسم افتتاح بهترین ترجمه های "unveiling" به فارسی هستند.

unveiling noun verb دستور زبان

A ceremony for the first public showing of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشکار سازی

  • اغاز کار

    noun
  • مراسم افتتاح

    A sensitive file was downloaded from my office computer the night of the unveiling party.

    یه فایل خیلی مهم و حساس... از کامپیوتر دفتر من تو شب مراسم افتتاح دانلود شده.

  • مراسم پرده برداری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unveiling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unveiling" با ترجمه به فارسی

  • برهنه کردن · بی حجاب کردن یا شدن · رفع حجاب کردن · معلوم کردن · نقاب برکشیدن · نمایان کردن · پرده برداری کردن · کشف کردن
اضافه کردن

ترجمه های "unveiling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه