ترجمه "unwind" به فارسی

واپیچیدن, (کوک ساعت و غیره را) باز کردن, آرام شدن بهترین ترجمه های "unwind" به فارسی هستند.

unwind verb دستور زبان

(transitive) To wind off; to loose or separate; to untwist; to untwine; as, to unwind thread, to unwind a ball of yarn [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واپیچیدن

  • (کوک ساعت و غیره را) باز کردن

  • آرام شدن

  • ترجمه های کمتر

    • استراحت کردن
    • تمدد اعصاب کردن
    • رجوع شود به uncoil
    • رفع اشکال کردن
    • واکوک کردن
    • گره گشایی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unwind " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

UNWIND
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز کردن، گشودن رشته

Unwind
+ اضافه کردن

"Unwind" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unwind در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "unwind" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه