ترجمه "unwritten" به فارسی
سنتی, شفاهی, غیرمندرج بهترین ترجمه های "unwritten" به فارسی هستند.
unwritten
adjective
verb
Spoken or otherwise communicated other than in writing. [..]
-
سنتی
adjective -
شفاهی
-
غیرمندرج
-
ترجمه های کمتر
- نانوشتاری
- نانگاشته
- عرفی
- (چک بانک یا صفحه کاغذ) سفید
- بدون نوشته
- غیر کتبی
- نوشته نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unwritten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unwritten" با ترجمه به فارسی
-
رسم متداول · قانون سنتی · قانون غیر مدون · قانون غیر مندرج
-
رسم متداول · قانون سنتی · قانون غیر مدون · قانون غیر مندرج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن