ترجمه "updated" به فارسی

به هنگام شد, بهنگام آوری شده در, بروزشده بهترین ترجمه های "updated" به فارسی هستند.

updated verb

Simple past tense and past participle of update. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به هنگام شد

  • بهنگام آوری شده در

    The heading for information about the time at which something was added, changed, or re-posted.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " updated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Updated
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بروزشده

  • به روز شده

    Now, I remember recently seeing an updated pie chart.

    حالا، به یاد می آورم که اخیرا یک نمودار دایرهای به روز شده را دیدم.

عباراتی شبیه به "updated" با ترجمه به فارسی

  • (گزارش یا حساب وغیره) به روز آورده · امروزی سازی · امروزی کردن · بروز رسانی پایگاه داده هر موتور جستجو. · به روز آوردن · به روز آوری · به روز رسانی · به هنگام سازی · بهنگام · بهنگام آوری · بهنگام سازی · بهنگام کردن · جدید کردن · روزآمد کردن
  • لیست به روز شده
  • ندرك ديدج
  • به روز رسانی Windows
  • بهنگام درآوری
  • به روزآوری
  • بهنگام درآوری
  • (گزارش یا حساب وغیره) به روز آورده · امروزی سازی · امروزی کردن · بروز رسانی پایگاه داده هر موتور جستجو. · به روز آوردن · به روز آوری · به روز رسانی · به هنگام سازی · بهنگام · بهنگام آوری · بهنگام سازی · بهنگام کردن · جدید کردن · روزآمد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "updated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه