ترجمه "upon" به فارسی

بر, روی, به بهترین ترجمه های "upon" به فارسی هستند.

upon adverb adposition دستور زبان

Being above and in contact with another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بر

    adposition

    For so many years the shutters of his soul had been closed upon his inward life.

    سالها میگذشت که پنجرههای خود را بر زندگانی درو نیش بسته بود!

  • روی

    noun adposition

    You cannot rely upon Jim's words since he tries to please everybody.

    نمی تونی روی حرف جیم حساب کنی چون اون همیشه سعی می کنه همه رو راضی نگه داره.

  • به

    adjective adposition noun

    Upon hearing the news, she burst out crying.

    با شنیدن خبر، او ناگهان به گریه افتاد.

  • ترجمه های کمتر

    • در
    • نزدیک
    • برفراز
    • طبق
    • پی، در پی، به محض
    • بنابر
    • متعاقب
    • مجاور
    • پیرو
    • بر روی
    • بعداز دریافت درخواست کتبی ارسال خواهد شد.
    • به سوی
    • درباره ی
    • مربوط به
    • پس از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " upon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "upon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "upon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه