ترجمه "urban" به فارسی
شهری, مدنی, (امریکا - در آمارگیری) شهر دارای 05 هزار سکنه یا بیشتر بهترین ترجمه های "urban" به فارسی هستند.
urban
adjective
دستور زبان
related to the (or any) city [..]
-
شهری
adjectiveof the city; characteristic of city life
Third, it didn't get into many urban areas.
و نهایتاً این ویروس زیاد به نواحی شهری نفوذ نکرده بود.
-
مدنی
We're already an urban planet;
ما از قبل تا کنون سیاره ای مدنی و شهرنشین بودیم،
-
(امریکا - در آمارگیری) شهر دارای 05 هزار سکنه یا بیشتر
-
وابسته به یا در شهر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " urban " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Urban
proper
A male given name, rather rare in English. [..]
-
شهری
adjectiveUrban environments make people more productive than on the farm.
مردم در محیط های شهری بازده بیشتری نسبت به مزارع ایجاد کردند.
عباراتی شبیه به "urban" با ترجمه به فارسی
-
جامعه شناسی شهری
-
توسعه زمین (شهرنشيني)
-
منطقه پرجمعیت شهری
-
طراحی شهری
-
)داه( یرهش کالما و یزاسون هرادا
-
پارک شهری
-
شاغلین شهری
-
با ادب · با نزاکت · مبادی آداب · مودب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن