ترجمه "urn" به فارسی

گلدان, کوزه, خاکستردان بهترین ترجمه های "urn" به فارسی هستند.

urn noun دستور زبان

a metal vessel for serving tea or coffee [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلدان

    noun

    Mr. Ramsay squared his shoulders and stood very upright by the urn.

    آقای رمزی به شانهها تکانی داد و در کنار گلدان سنگی کاملاً صاف ایستاد.

  • کوزه

    noun

    container

    Remember the urn your sister placed you in?

    کوزه اي که خواهرت تورو انداخت توش يادته ؟

  • خاکستردان

  • ترجمه های کمتر

    • سبو
    • (گیاه شناسی - خزه ها) هاگدان
    • بستو (به ویژه برای نگهداری خاکستر مرده)
    • ظرف شیردار برای ساختن قهوه
    • قهوه جوش بزرگ
    • گلدان (به ویژه گلدان پایه دار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " urn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

URN noun دستور زبان

uniform resource name

+ اضافه کردن

"URN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای URN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "urn"

عباراتی شبیه به "urn" با ترجمه به فارسی

  • خاکستردان
  • (مصر کهن) کوزه یا بستو که امعا و احشای جسد مومیایی شده را در آن قرار می دادند (canopic jar هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "urn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه