ترجمه "urticant" به فارسی

خارش دار, سوزش دار, چیزی که خارش بیاورد بهترین ترجمه های "urticant" به فارسی هستند.

urticant adjective noun دستور زبان

Causing itching or stinging. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خارش دار

  • سوزش دار

  • چیزی که خارش بیاورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " urticant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "urticant" با ترجمه به فارسی

  • جوش کهیری · خارش · سوزش · سوزش و خارش (در اثر تماس با تیغ یا گزنه و غیره) · کهیر · کهیر زنی
  • (در اثر تماس با گزنه یا گیاه تیغ دار و غیره) دچار سوزش شدن · برانگیختن · رنجه داشتن · سوختن · گزیدن · گزیده شدن
اضافه کردن

ترجمه های "urticant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه