ترجمه "usage" به فارسی

کاربرد, استفاده, رسم بهترین ترجمه های "usage" به فارسی هستند.

usage noun دستور زبان

(lexicography) The ways and contexts in which spoken and written words are used, determined by a lexicographer's intuitition or from corpus analysis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاربرد

    noun

    the manner or the amount of using; use

    Disables the minimization of memory usage and allows you to make each browsing activity independent from the others

    کمینه‌سازی کاربرد حافظه را فعال کرده و اجازه می‌دهد هر مرورگر را مستقل از دیگران فعال سازید

  • استفاده

    noun

    The act of using something. [..]

    You can see the deadlines and the usage graph.

    اینجا می تونید آخرین مهلت تکالیف و منحنی استفاده از مطالب را ببینید.

  • رسم

    noun

    A pattern of behavior inherited or acquired through frequent repetition.

    According to the immemorial usage of waiters in all ages.

    آن سان که همیشه رسم پیشخدمتهای جمله اعصار بوده است.

  • ترجمه های کمتر

    • استعمال
    • عادت
    • عرف
    • مصرف
    • سنت
    • روش
    • مدت
    • بهرهگيري
    • کاربردها
    • سررسید
    • روال
    • رویه
    • شیوه
    • سود سرمایه
    • کاربرد واژه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " usage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Usage
+ اضافه کردن

"Usage" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Usage در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "usage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "usage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه