ترجمه "using up" به فارسی
برآمد, خرج, مصرف بهترین ترجمه های "using up" به فارسی هستند.
using up
verb
noun
Present participle of use up. [..]
-
برآمد
noun -
خرج
nounI used up all my bus fare to dial seven wrong numbers.
من همه پول خردهاي اتوبوسم رو براي گرفتن هفت تا شماره اشتباه خرج کردم
-
مصرف
nounHe didn't want him using up the antibiotics.
. اون نمي خواسته که آنتي بيوتيک مصرف کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " using up " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "using up" با ترجمه به فارسی
-
مصرف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن