ترجمه "utensil" به فارسی
اسباب, ظرف, ظروف بهترین ترجمه های "utensil" به فارسی هستند.
utensil
noun
دستور زبان
An instrument or device for domestic use, in the kitchen, or in war. [..]
-
اسباب
nounThose are the utensils of an edge tool maker, thought Marius.
ماریوس در دل گفت: این اسباب گاری سازی است.
-
ظرف
nounI just saw the tea utensil, there was poison spilled all over.
کنار ظرف چايي بود, کنارش سم پخش شده بود
-
ظروف
nounIn a house, some utensils may become contaminated by dangerous substances or unsanitary conditions.
در خانه ممکن است برخی از ظروف به چیزی ناپاک آغشته باشد.
-
ترجمه های کمتر
- وسایل
- ابزار
- آلت
- باهار
- خنور
- گنجانه
- سپار
- (به ویژه کشاورزی) وسیله
- ابزار آشپزخانه (دیگ و خمب و سینی و تشت و غیره)
- لوازم آشپزخانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " utensil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "utensil"
عباراتی شبیه به "utensil" با ترجمه به فارسی
-
کارد وچنگال
-
ابزار · ادوات كشاورزي · اسباب · تاسيسات · تجهیزات · لوازم آشپزخانه · ماشينآلات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن