ترجمه "vaccinate" به فارسی

مایه کوبی کردن, واکسن زدن, واکسینه کردن بهترین ترجمه های "vaccinate" به فارسی هستند.

vaccinate verb دستور زبان

Treat with a vaccine to produce immunity against a disease. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مایه کوبی کردن

  • واکسن زدن

    If that's true, I shouldn't have wasted my time getting vaccinated.

    اگه درست بود نیازی نبود وقتم رو واسه واکسن زدن تلف کنم

  • واکسینه کردن

    They vaccinated the kids. They get better water.

    کودکان را واکسینه کردند. آب بهتری فراهم کردند .

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vaccinate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vaccinate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vaccinate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه