ترجمه "vagabondage" به فارسی

آوارگی, دربدری, عیاری بهترین ترجمه های "vagabondage" به فارسی هستند.

vagabondage noun دستور زبان

The state or characteristic of being a vagabond. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آوارگی

  • دربدری

  • عیاری

  • ترجمه های کمتر

    • سرگردانی
    • آلاخان والاخانی
    • بی خانمانی
    • خانه بدوشی
    • دوره گردی
    • ولگردی (vagabondism هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vagabondage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vagabondage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه