ترجمه "valet" به فارسی

ملازم, پیشخدمت, والت بهترین ترجمه های "valet" به فارسی هستند.

valet verb noun دستور زبان

A man's personal male attendant, responsible for his clothes and appearance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ملازم

    noun

    The valet de chambre appeared on the door steps.

    در این هنگام ملازم مسی و وی لفور آمد.

  • پیشخدمت

    In the night he called his valet and told him to pack up to go to Petersburg.

    شبهنگام پیشخدمت خود را طلبید و دستور داد وسایل سفرش را به پترزبورگ فراهم سازد.

  • والت

    And your character is that of The Valet.

    و نقش تو بايد " والت " باشه.

  • ترجمه های کمتر

    • اقا
    • جالباسی
    • واله
    • (هتل و غیره) متصدی جامه شویی و اطو کردن وانجام خدمات شخصی
    • رخت آویز
    • شخص محترم
    • نوکر ویژه (که مسئول جامه ها و اسباب ریش تراشی و غیره ی ارباب است)
    • نوکر ویژه بودن
    • وابسته به پیشخدمتی
    • پیشخدمت مخصوص
    • پیشخدمتی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " valet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "valet" با ترجمه به فارسی

  • (در رستوران ها و غیره) پارک کردن اتومبیل مشتریان توسط پیشخدمت
  • (فرانسه) نوکر ویژه · اقا · شخص محترم · ملازم · پیشخدمت اتاق · پیشخدمت مخصوص
اضافه کردن

ترجمه های "valet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه