ترجمه "valley" به فارسی

دره, وادی, بازه بهترین ترجمه های "valley" به فارسی هستند.

valley noun دستور زبان

An elongated depression between hills or mountains, often with a river flowing through it. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دره

    noun

    elongated depression between hills or mountains [..]

    Mr. Oliver, the proprietor of a needle factory and iron foundry in the valley.

    پدر این دختر، آقای الیور صاحب یک کارخانه سوزن سازی و یک آهن ریزی در دره مورتن است.

  • وادی

    noun

    elongated depression between hills or mountains

    'I have, maybe, the power to heal her body, and to recall her from the dark valley.

    ”ممکن است قدرت شفا دادن جسم او، و قدرت فراخواندن وی از وادی تاریک در من باشد.

  • بازه

    noun

    elongated depression between hills or mountains

  • ترجمه های کمتر

    • خلیف
    • جلگه
    • میان موجه، میان موج های دریا
    • میانکوه
    • میانکوهه
    • (محل برخورد دو شیب شیروانی یا بام) بام جوی
    • فرورفتگی (به ویژه فرورفتگی میان دو موج)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " valley " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Valley proper

The San Fernando Valley in southern California. [..]

+ اضافه کردن

"Valley" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Valley در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "valley"

عباراتی شبیه به "valley" با ترجمه به فارسی

  • دره پو
  • پارک ملی دره کوباک
  • (زمین شناسی) دره ی گسل بزرگ (یا فرورفتگی زمین که از دره ی رود اردن شروع شده به حبشه و سومالی و ناحیه ی دریاچه های افریقای شرقی ادامه می یابد)
  • هفتوادی
  • دره ی مرگ (در جنوب خاوری کالیفرنیا و جنوب ایالت نوادا در امریکا - ارتفاع آن : 68 متر زیر سطح دریا)
  • گانز ان روزز
  • رجوع شود به R( -2 Great Rift Valley و V کوچک - زمین شناسی) دره ی کافتی · گسل دره
  • تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
اضافه کردن

ترجمه های "valley" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه